جوایز در فست فود


جوایز در فست فود

شاید بتوان گفت یکی از اصلی ترین اهداف هر  فست فودی  افزایش فروش می باشد و با توجه به نوع بازار فست فود در اکثر نقاط کشور عزیزمان ایران که یک بازار رقابتی می باشد، این مهم گاها به امری دشوار تبدیل شده است.

با توجه به ذات و ماهیت مارکتینگ که نیازمند خلاقیت و نوآوری می باشد لذا در این راستا سرمایه گذاران یا صاحبان فست فود اقدام به انجام امور خلاقانه ای برای افزایش فروش می نمایند که یکی از این موارد اهدای جوایز و تخفیف های ویژه به مشتریان می باشد.

هر چند خوشحال هستیم که مواردی چون تخفیف و جوایز باعث پایین آمدن هزینه های خانوار می گردد و افرادی که از محدودیت های مالی برخوردار هستند بیشتر می توانند از امکانات استفاده نمایند ولی این جریان ممکن است آسیب های هم به مصرف کننده و هم به سرمایه گذاران وارد نماید که در مطلب زیر به برخی از این مشکلات می پردازیم.

هزینه تخفیف و جوایزاز کجا تامین می گردد قطعا هر تخفیفی یا جایزه ای همراه با هزینه برای آن فست فود می باشد که به ظاهر از سود مجموعه کسر می گردد.البته فلسفه و نگاه بیرونی به این موضوع همواره به شکلی بوده است که فست فودها دو واحد سود خود را با دادن یک واحد تخفیف به مشتری با افزایش فروش جایگزین می نمایند. اما واقعیت چیز دیگریست که به شرح زیر اتفاق می افتد:

  • صاحبان فست فود برای جبران سود از دست رفته شروع به کاهش کیفیت می نمایند
  • صاحبان فست فود ابتدا قیمت را به طور مصنوعی بالا برده و ما به تفاوت را به شما تخفیف می دهند
  • فست فود به دلیل عدم رسیدن به نقطه سر به سر برای جبران این نقص شروع به استفاده از این سبک می نماید که در اکثر مواقع اثر منفی دارد
  • گر چه استفاده از تخفیف گاها جذاب می باشد اما در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی ما در برخی از موارد این مهم ممکن است با مشکلات شرعی – اخلاقی روبرو گردد

البته در اینجا سعی می کنیم یک مطلب برای بازاریابی در فست فود که جزء کسب و کارهای کوچک می باشد قرار دهیم.

بازاریابی کسب و کارهای کوچک مثل فست فود

اگر کسب و کارهای کوچک می‌خواهند ضمن حفظ بقایشان ،در مسیر موفقیت نیز گام بردارند، تدوین ابعاد کلیدی بازاریابی، الزامی است. بسیاری از مالکان کسب و کارهای کوچک بر این باورند که اگر نتوانند مانند کوکاکولا یا نایک باشند، این بدان معنا است که در کل فرآیند بازاریابی شکست خواهند خورد. در واقع، طبقه‌بندی‌های مختلفی وجود دارند که می‌توانند به کسب و کار کوچک شما کمک کنند.
● تعریف
بازاریابی موفق تضمین‌ می کند که شما بتوانید محصولات و کالاهای مناسب را به قیمت مناسب، برای افراد مناسب، در زمان مناسب و در مکان مناسب تولید کنید.
بازاریابی چیزی فراتر از شناسایی و رفع توأم با سودآوری نیازهای مشتریان نیست. با مطالعه‌ نگرش‌ها و نیازهای انواع مختلف مشتریان، شما می‌توانید ببینید مشتریان فعلی یا آتی چه تقاضاها و نیازهایی دارند؛ بدین ترتیب، کسب و کار شما می‌تواند آن نیازها را به شکلی مقرون به صرفه و سودآور، مرتفع کند.
توسعه (که معمولاً منظور از آن، توسعه‌ فروش است)، بخشی از بازاریابی است که بر اساس آن شما تبلیغ می‌کنید، محصولات و خدمات خود را به عموم معرفی می کنید و افراد را ترغیب می‌کنید تا آنها را بخرند. توسعه‌ بازاریابی و فروش دو موضوع متفاوت هستند: فروش آخرین مرحله در پروسه‌ بازاریابی است.
برای کسب و کارهای کوچک، بازاریابی در گسترده‌ترین شکل خود، موضوعی پر هزینه و زمان‌بر محسوب می‌شود. بازاریابی نامناسب، باعث می‌شود که شما افرادی نامناسب را هدف قرار دهید و پیام‌هایی نامناسب را درباره‌ شرکت و محصولات و خدمات خود متبادر کنید.
که گاها این قضیه در خیلی از فست فود ها مشاهده می شود. به طور مثال فست فودی در یک شهرستان کوچک اقدام به خرید یک برند از فرمانیه نموده است و با همان قیمت در شهر خود می خواهد محصولات را به فروش برساند.
● چک‌لیست اقدام
کسب و کار خود را در بطن تجزیه و تحلیل نقاط ضعف، نقاط قوت، فرصت‌ها و تهدیدها قرار دهید
این تجزیه و تحلیل شما را وادار می‌کند تا نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت‌ها و تهدیدهای بیرونی کسب و کارتان را بشناسید. عوامل این تجزیه و تحلیل در قبال کسب و کار شما بدین صورت هستند:
▪ نقاط قوت
این نقاط عبارتند از:
ـ وضعیت منحصر به فرد فروش که محصولات و خدمات شما را از رقبایتان متمایز می‌سازد.
ـ سطوح بالاتر مهارت‌ها که حاشیه‌ امن‌تری را برای شما نسبت به رقبایتان ایجاد می‌کند.
ـ آگاهی شما از بازار و فرصت‌های بالقوه.
ـ یک چارچوب مدون کسب و کار که اعتبار شما و محصولاتتان را تضمین می‌کند.
ـ کنترل اثربخش هزینه‌ها و قیمت‌گذاری به شدت رقابتی.
ـ پرسنل آموزش دیده.
▪ نقاط ضعف
این موارد عبارتند از:
ـ سرمایه‌ در گردش ناکافی.
ـ مهارت‌های ضعیف مدیریتی.
ـ پرسنل نه چندان آموزش دیده.
ـ فضای ناکافی برای توسعه و رفع تقاضا.
ـ توسعه‌ نیافتن محصولات برای رفع تقاضای مشتریان.
ـ بازاریابی و توسعه‌ ناکارآمد.
ـ امکانات و تجهیزات کهنه.
▪ فرصت‌ها
مانند:
ـ تغییر سلایق مشتریان که شما فرصت خیلی خوبی برای بکار بردن آنها در طیف محصولات و خدمات خود دارید.
ـ اعمال قوانینی که نیاز به محصولات و خدمات شما را افزایش می‌دهند.
ـ ورود یک شرکت بزرگ به منطقه‌ شما که محصولات و خدمات مورد علاقه‌ شما را عرضه می‌کند.
ـ تعطیلی یک کسب و کار رقیب.
▪ تهدیدها
همانند:
ـ رقابت بر سر قیمت‌ها که معمولاً در قالب قیمت‌های پایین‌تر یا تخفیف ارایه شده توسط رقبا است.
ـ قیمت‌های بالاتر مواد خام یا مواد تمام شده یا خدماتی که شما می‌خرید.
ـ قوانینی که تعهدات یا محدودیت‌های جدیدی را بر شما وضع می‌کنند.
ـ عملکرد ضعیف اقتصاد ملی که در قالب نرخ بهره یا بی‌میلی مشتریان به خرید کردن نمود پیدا می‌کند.
احتمالاً تأثیر این تهدیدها بر شرکت‌های کوچک، سریع‌تر و شدیدتر از شرکت‌های بزرگ است زیرا شرکت‌های بزرگ، منابع و فرصت‌های بیشتری برای تنوع‌سازی دارند. ببینید آیا می‌توانید نقاط ضعف را به نقاط قوت و تهدیدها را به فرصت‌ها تبدیل کنید یا خیر.
● محصولات، خدمات و بازار خود را تحلیل کنید
ـ چقدر به عرضه‌کنندگان و کسب و کارهای مرتبط وابسته هستید؟
ـ آیا عرضه‌کنندگان می‌توانند بر نحوه‌ انجام کسب و کار شما تأثیر بگذارند؟
ـ آیا خدمات و محصولات شما در یک بخش در حال توسعه عرضه می‌شوند؟
ـ آیا احتمال دارد که تقاضای مشتریان شما افزایش یا کاهش پیدا کنند یا این که ثابت باقی بمانند؟
ـ ماهیت رقابت شما چیست – رقبای شما چه محصولات و خدماتی را عرضه می‌کنند؟
ـ محصولات و خدمات شما، دارای چه شباهت‌ها یا تفاوت‌هایی با محصولات و خدمات رقبایتان هستند؟
ـ آیا می‌توانید از طریق توسعه‌ فعالیت های خود، تقاضای بیشتری را برای محصولات و خدمات خود ایجاد کنید؟
● به دیگر عوامل نیز توجه کنید
شما باید موارد زیر را به دقت مد نظر قرار دهید:
ـ حوزه‌ جغرافیایی فعالیت شما – هر چه از محل استقرار خود دور شوید، هزینه‌ حمل افزایش و سود احتمالی شما کاهش می‌یابد.
تـ رکیب محصولی که عرضه می‌کنید و تأثیر آن بر سودآوری شما – درصد بالاتر فروش همراه با حاشیه‌ سود پایین یا حتی منفی، می‌تواند به معنای یک فاجعه برای شما باشد.
ـ بازارهای هدف شما چه فردی و چه جمعی. مشتریان خواهان کالاها و خدماتی ارزان قیمت هستند؛ البته در برخی موارد، ارزان بودن به معنای پایین بودن کیفیت است. شما نمی‌توانید همه را راضی نگاه دارید بلکه در این زمینه تصمیم‌گیری کنید که قصد دارید چه گروهی از مشتریان را راضی کنید.
ـ محصولات و خدماتی که عرضه می‌کنید – تصمیم شما به انتخاب مشتریانتان بستگی دارد. ضروری است که نظارت دقیقی بر خط تولید خود داشته باشید. هر محصولی دارای یک چرخه‌ حیات طبیعی است که در پایان آن، فروش و درآمد کاهش می‌یابند.
● محصول خود را بشناسید
▪ در مورد مهارت‌های تخصصی، دانش و ظرفیت خود فکر کنید. ببینید برای توسعه‌ محصولاتتان، می‌توانید چه کارهایی انجام دهید. آیا می‌توانید یک محصول برتر را با قیمتی یکسان یا اندکی بالاتر عرضه کنید؟ آیا می‌توانید محصولات مرتبط را توسعه دهید؟
▪ قیمت مناسبی را برای محصولات خود در نظر بگیرید
▪ شما نمی‌خواهید به عنوان ارایه‌کننده‌ بالاترین یا پایین‌ترین قیمت در بازار شناخته شوید. مطمئناً شما به دنبال این هستید که هزینه‌هایتان را جبران کرده و به سودی منطقی دست یابید. لذا این موارد را در نظر بگیرید:
▪ شباهت قیمت‌های رقبا با قیمت محصولات یا خدمات شما؛
▪ احتمال ارایه‌ قیمت‌های متفاوت به مشتریان برگزیده؛
▪ هزینه‌های انفرادی – شامل هزینه‌های سر به سر – برای هر یک از محصولات یا خدمات شما؛
▪ توسعه‌ فعالانه‌ محصولات و خدماتی که ضرر کمتری به دنبال دارند؛
▪ برداشت مشتریان از ارزش محصولات یا خدمات شما. آیا مشتریان شما حاضر هستند قیمت بالاتری بابت محصولات و خدمات شما به این دلیل که به بهترین شکل ممکن، نیازهای آنها را رفع می‌کنند، بپردازند.
● مکان اصلی خود را مشخص کنید
▪ مکان شما چقدر در بازاریابی و ارتقای محصولات شما نقش دارد؟ آیا دسترسی و ملموس بودن، مهم هستند؟
▪ آیا مشتریان شما به سراغ شما می‌آیند یا شما باید به سراغ آنها بروید؟ آیا باید به لحاظ فیزیکی نزدیک به مشتریانتان باشید؟ آیا به یک فروشگاه نیاز دارید؟
▪ آیا معمولاً مشتریانتان با شما تماس می‌گیرند – رو در رو، تلفنی یا از طریق دورنگار، اینترنت و پست الکترونیک؟ البته جدیدا برخی از سایت ها روش خرید اینترنتی را از فست فودها گسترش داده اند.
▪ آیا حمل و نقل عمومی یا شبکه‌ بزرگراهی، برای کسب و کار شما مهم هستند؟ آیا باید نزدیک به یک فرودگاه باشید؟
▪ آیا می‌توانید به شکلی اثربخش از داخل منزل خود کار کنید؟
● در مورد بازار خود تحقیق کنید
نتیجه‌ تحقیق شما، باعث می‌شود که شما یک بازاریابی جامع به عمل آورید . این امر دربرگیرنده‌ تبلیغات، گزارش‌های مطبوعاتی، ایجاد وب‌سایت یا ارسال تبلیغات به صورت پست مستقیم است.
هر کاری را که به عمل می آورید ، باید منتظر واکنش مشتریان باشید و در عین حال باید همه چیز را در دست نظارت و بررسی داشته باشید تا بتوانید دفعه‌ بعد، بهتر هدف‌گیری کنید.
● برای بازاریابی کسب و کارهای کوچک
▪ بایدها:
ـ تصمیمات خود را بر مبنای اطلاعاتی صحیح در مورد هزینه‌ها اتخاذ کنید.
ـ نگاهی دقیق به ترکیب محصولات خود داشته باشید.
▪ نبایدها:
ـ همه چیز را رها نکنید تا فقط بر سر قیمت‌ها رقابت کنید.
ـ جز در چارچوب یک استراتژی برنامه‌ریزی شده، تصمیم‌گیری نکنید.
ـ فکر نکنید چون سود نیازمند فروش است، پس فروش معادل سود است.
▪ پرسش‌های مهم
ـ چرا هر کسی باید همان محصولی را بخرد که شما ارایه می‌کنید؟
ـ آیا مطمئن هستید که به درستی رقبایتان را شناسایی کرده‌اید؟
ـ شما چه تفاوت‌هایی با رقبای خود دارید؟
ـ فکر می‌کنید عموم مردم چه تصوری از شما و کسب و کارتان دارند؟

 

به اعتقاد کارشناسان خبره گروه تجهیز و راه اندازی فست فود تخفیف آخرین گزینه در فرایند مارکتینگ می باشد که باید  با مطالعه و کارشناسی صورت گیرد. البته در الگوریتم بازاریابی iranhfc  که در زمان راه اندازی فست فود توسط کارشناسان این گروه برای سرمایه داران تشریح می گردد انتخاب گزینه صحیح را آسان می نماید.